
![]() |
رند پست مدرن |
![]() |
|
مرغ پر ببا !!!!!
|
|
من و گدای سر چهارراه کف زد همین که علی دایی گل زدیم صندلی آخر کنفرانس خلع اتم! همیشه پر از پوست تخمه ست باور کن... موش یهودی تمام بوته ی سینا را فک زده ازته ( مثل آدامس شیک کت شلوارت) و سقفانده به چسب دهمین فرمان خدا پشت دستی زد عجب دهن مونالیزا وقتی قهقهانید به این ایماژ ... که ندانست بخندد یا کره خر سواری کند به گریه و بگوانید: چارق شبان دوزت را بده پینه بگیرانم... اب" داوینچی مامور شد بچوباند اورا در نقاشی و کرم توی چوب گفت مرا : میتوان در نیمه شب روزی تگرگی پادشاهی را یافت که آفتابه بیاورد مارا و نگذارد عمرمان قضا شود در بی وضویی کاش تخمه ژاپنی میگیراندی تا رویش ورژن بالای NFS 18 میزدیم تو رگ سیپیوش لامبورگینی سوار میرفتیم زیر کریمخان - گدایی- سر شنگول آباد پنچری میگرفتاندیم یک دفعه آقا روباهه گفت: حسنک ... به ما غذا نمیدی؟... نچ! اگه واست تخم بذارم چی؟..... نچ! ولی او گذارداند دو زرده ای طلاوش / نقره کوب/ برنز پیکر و به چهارمی اصلا مدال ندادند ... که هیچ با پسا گردنی انداختندش مونالیزا کنار وشد پلـــــــــــــــــــــــــــــــــنگ فلوید و کنار فردین خواند: بولدوزر حجم عظیمیست بلاگردان شد مرده شور از کفن خویش پر از درمان شد نرخ قلک به تماشای کسی میرقصد تب گلگیر پس از منزلت کرمان شد کره خر صاحب منوال تمیزیست سه تا میتوان از پل قدرت به در پالان شد فعل اول پس دوم وسپس هفتم ، غار راحت این حلقه کاهو به در دهقان شد برج رستم به نگاه سند فاجعه نیست من دلیلی به فرو دست بدو شادان شد مطلب از کم هدفی مرحله مسکن نشود دفتر خام پلو از ادبش نالان شــــــــــــــــد و نظامی عاشق لیلی شد و قیس را بجرم دیوانگی .... بیابان زنبورک زنان میشکارید سوسکهای حمام مونیکا ل...سکی را و نظامی گفت در جلد۱۹ مجنوننامک: مرا ضابطی از ره کج بخواند ستایش به هستی من هم نماند غلط میکنی سوپ لیلی خوری کثافت! الاغش به صحرا چراند و لیلی از عشق نظامی نشد لباسی در آن آب پاکی چلاند دویست و سه تا مارلبورو دود کرد و مجنون بیچاره نابود کرد [ تغییر در زمان و مکان و شخصیت شعر بطور هممکان! ] کسی در پلاستیک فروشیش فیل را فنجان کرد و ... کدو مسمایی را سیخ کشاند به خورد گرگ به این دو معجزه پیامبر بیلها شد فاتحه مع الصلوات برای مادر بزرگم که میگفت : ننه جان ... در یخچال را ببند گربه میرود داخلش ۱ ... با چاشنی نفرین ۲
1 - bari yakhachalin dabast vashka rooa meshoo dela 2- morgh a par baba |
|
این نهایت غزل موزون عاشقانه ی از نوع " بمیرم واست " است ــــــــــــــ (2)
|
|
شیرجه رفتند مالکین تیول در سبدی که پر از قورباغه بود و میوه فروختند شمعها چاردیواری ...... اختیاری چارواداری........ پخ یییسن و اینگونه بود مرا خواسته کردند غزلی عاشقانه وش ناک!!!!! : فرصت مردن پستو . کمی نارنجک سریک خربزه فردا و به روز گرمک کوله بار نفس پشت نمک سیگار است سر سیگار پر از یکنفر خورده نمک بلبل از گُل سپر ماشین خواست که کند خاک سر کوچه ی معشوق الک وبسازدگِل سرشوی و زندبرمویش که شود خوشگل وخودرابکند اند( End-e) بزک کمترین واژه ی احساس منست:عاشقتم...خوشگلم اگه نباشی میزنم بی توکپک و من فدا کردم - مثل شب پره - نمره ی شعور انضباطیم را سر کلاس عاشقی و رفتم سینما " الو .... الو ..... من جوجوام" کسی از آن سوی فیبر نوری : " خش خش سبیلت را از روی سیم بردار" شست پایم دید که در سربالایی عشق ـ هن هن ـ ماشینت را همی هِی هلیدم و همی هِی هِی دادیدم : "بذار دنده ۲ " وبرای درد گلوجاتم ...شلغم خوردم ء شدم ... وافتادم در سوپ عشق فروخت مرا شلغم فروش به اوین... به جرم کاسکت نداشتن موتورم و ادامه دادم در شـــــــــــور: همه چیزم به فدای سر تو... عزیز دلم شاید آنرا بگذاری بحساب متلک قربونت رفتم و باور کن ... پیخ پیخ... عزیزم اگه باور نکنی-وا-... به جهنم به درک هنوز انور خط بود که داد زد: " اونور دلم اوفینا...اینور دلم اوفینا" و تا قهقرایشان اوف بود از عشق :" ببخشید ... اشتپ گرفتم .... چون من عاشقتر از این حرفام ... داداش" میتوان عاشق کله پاچه شد ؛رفت خرید و همانجا ۲ بناگوش درش کرد ترید رگ غیرت پر معشوق کنیم و پس از آن میتوان مثل خره در چمن عشق چرید اگر از خر شدن خویس کمی معذوریم میتوان مثل کلاغی به ۲ صد غار پرید " الو ..... ایندفه درست گرفتی... میـــــــــــــــــــــــــــو " |
|
نگاه کن ........ یاد بگیر!
|
|
محشره......... نه؟!
اینه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
|
|
این شعر مال 7 سال پیش است
|
|
پاسبان پلو
سنگی زیر دندان طی الارض کرد فلک را سقف شکافت یا کون آسمان پاره شد......................... نمیدانم؟ تو افتادی توی کاسه ی ما کاملا وارفته تر از سیب زمینی پاکتت سرامیک باد و دندانت فایبرگلاس کرت باغت ...دماوند........... درختت همه کاکتوس خودت سراپا ........ خرس دیریم دیم دیم دریم دیم.... خرسو برقص آوردیم!!!! قلقل بابا ... قلقل دستمال پاره را کافوری کن ( NGO ) بزن............. مدافع بزهای از گر مرده مــــــــــــع...مـــــــــــــع آغاز پرده اول: ( داخلی... بدون نور) مردی در حال وارد شدن داد میزند : " کازابــــــلا نکا......(همصدایی از پشت سن: شهری از اعماق دیده بانی) " من شهردار آنجایم".... زنی قر ده و غرزن وارد میشود:) " منم ببر"................ یک تابلو از ( ... ) در میآید " من همینجام)" { پرده را ببند}................... صدای تخم مرغها جیک چیک چریک ...دارق مرغ تخم طلا میخواهم " اقا... ببخشیید... نظر شما در اسمتان کدامست؟" " حسن " " یه کف مرتب" : من بودم که تمام لوبیاهای لوبیاپلویم را در باغچه ی وزارت میانه خالی کردم درختی سبز شد با ۱۰ رستوران. ۱۶/۵/۷۷
خدا بیامرزتت ... derrida
|
|
این نهایت غزل موزون عاشقانه ی از نوع " بمیرم واست " است
|
![]() کلماتی که برایم در و دروازه شدند
و لباسی که فرایند کمک ،سازه شدند
حجم یک صفر به اندازه یک پرتاب است
از همینجاست که خالی شده و بازه شدند
بدترین شرم نگاه چپ شیطان غلط است
برده بودند کمی لاغــــــــــــر و آوازه شدند
کم از اول به سرای ابدی میتازند
و مرا یک نفر از خاره و خمیازه شدند
بستنی واژه ی کم حرف قشنگیست ... بخور
در صنوبر همه بین خر و اندازه شدند
راستی یک هوس از خوردن گاوی نکند
همه جا صاعقه از گونه ی پر غازه شدند
سیم ها قافله ای از ستم کمرنگی
بیشتر از همه ی ما بد و صدفازه شدند
قلمیدن به در بندر دوری رفت و
کمی از خلوت من شاهد بو ، تازه شدند
فنری از ته خندیدن یک گرگ وزید
تخم خرسی که در او واجب بیگازه شدند
سکراتی به فقیری... نه! مرامی نبرد
دفتر عشق نمک اشتر جمازه شدند
ساعتی از من و یک قیف پر از پالوده
لشکر هشت فنر باغچه ی سربازه شدند
قفس بلبل ما ،چرخ قضا بدتر نیست
راستی مزد مرا از ته همرازه شدند
فاصله درد عجیبی به سرم میچرخد
سپری را نپریده کف رجازه شدند
تا کنون رنگ کدویی به سراب منطق
سایه از رگ گونی سر شیرازه شدند
فـــــعلن تفـــــعل افعـــــال لــــفع
رکن مقلوب عروضی ، همه عراضه شدند
تقدیم به همه رهروان غزل و عشق و وزن!!!!!!!
|
|
به هیچ کس مربوط نیست الا به تو!!!!
|
شبها هنوز هم بدون تار میتوان پرید نوکر شدن عرایض سختی از او خرید
من فیل را هوا میکنم بدون تو یک بقبقوی ساده ی منرا تبر درید
........................................... آری............................. رید!
لابد هنوز کفگیررا ندیده ای؟ دردر صابون ما همیشه بدنبال میسرید
در وا کنِ پلنگ صورتی اینجاست مبلی بخر و نگو... پیتزا نمیخورید؟
بالا نمیروی ؟...غلط میکنی عمو حمام فین چه کنم؟...ما را نمیبرید
کم کم به فرم نهایت نمیرسی..سک سک! فالی بگیر و برایم بگو که (خر)ید!!!!!!
|
|
...امروز با
|
|
غزل (!) پسامدرنیته ی(!) مدرنیزه(!) شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! .................
|
|
ای کانت! پستویی میان کاهگلها یافته ام شب عیدست و تخم مرغها روی قاشق مرد میشوند خنده دارتر از گفتن:پدرسگ" به مرغ": زنجفیل را بین طلا پیدا کن # عشق یعنی هرزگی دل، کدامین عقل سالم هرزگی را خوب میداند# "ناز نفست ســــاقی ... دوباره" # عشق یعنی هرزگی دل، کدامین عقل سالم هرزگی را خوب میداند گندمی آبی کنار یک علف روییده اما باز خرمنـــــــــــــــــــکوب میداند: داس دهقان از میان چشم خواب آلـــــــــــــــــــــــــوده وبازوی تریاکیش بین این دو،... هــــــــیچ فرقی را نمیبیند ، هر دو را مرغــــــــــوب میداند تخته سنگی در کنار رودافتاده،... ککش میجنبد آیا رودخانه؟...خیــــــر سختی سوراخ کردن، راه پیدا کردن از بین فضای سنگ رایک جوب میداند لف و نشرسنگ و جوب و رودخانه،عشق و ما و ذات اقدس را مرتب کن راز این مطلب، پس ازاین،علقه بین سنگها و جوبها را تاابد سرکوب میداند جوب بالقوه توان کرخه و کارون شدن دارد،... بله، دارد،..ولیـــــــــــکن فعلیت دادن به این قوت،لمی دارد،لمش را حداگثر آدم مصـــــــــلوب میداند یک "فعل" یا"فاعلاتن" بیشتر یا کم شدن را شاعرش در این غزل بی هیچ ربطی بر شما مصــــووب! میداند # ومیداند که مرغ و تخمش هر دو خوشمزه اند با هر تقدم...باهر تاخر صندلیهای بین گوسفندان ("ان" جمع عربی) خالی مانده شاعری داد میزند # عشق یعنی بچه بازی، روروک بازی میان کوچه های برلن شرقی# ومن قلقلکم میآید از قدم زدن روی پشت تمساحهای دروازه گوش گوژپشت نتردام هم مثل من بود با یک ذره رومانتیسم قلبی! که از پشتش افتاده بود هنوز هم صندلی بین این گوسفندان ( ر.ک همان) خالیـــــــــــــــست میمونی از شاباشهایش کاخ ساخت رای آورد...................... کمی بیشتر از من من: فیلی از "حزب کمپوتی خواه مدرن " سایه ام قافله ایست که سالهاست به ترکستان رسیده # عشق یعنی بربری ، با یک سبد ریحون و گوجه در خیابانهای تهران کارگربودن میان خـــــــــــــــــــــــــــــــانه های قلهک و تجریش اکباتان# و داد زدن بر یک رییس جمهور که در روزنامه عکس من کوچک بود...مثل یک شپش " کشتمشپششپشکشششپارا" روز استیضاحش من امتحان داشتم س: عـــشــق؟ ج: # عشق یعنی، میل یک گشنه به خوردن تا ابد عشق یعنی : بارسنگین مزاحم در سبد بستگی دارد که فورمول را چگـــــــــــــونه پرکنی؟ عشق را در x بگذاری...y،.........یا که Z آینه مجرای عـــــــــاشق گشتن و بدبختیست مشت بر آیینه کوچیک وبر قدی لگــــــــــد# و من لگدم را برسر خانم معلم زدم من که قرار بود ساندویچ مغز شوم الاغ خوانده شد در طویله ای که همه به کمپوتیخواهها رای ندادند # عشق یعنی ثانیه ، یعنی دقیقه...سال...قرن البته از نوع اسرافش... و انــــــــــتم تسرفوا# سال تحویل شد به عزرائیل................ومن در آنهنگام گفتم: خون من از همه رنگینتر است...حتا از قورباغه شاید تمام روباههای زمین از روی روباه و .زاغ بنویسند ۱۰/۲۰۰۲ بار ولی من باز هم میگویم" بالاتر از سیاهی یک رنگ هست" رنگ همان پنیری که از منقار دستم افتاد و عجب خوشمزه بود رنگش این حس آمیزی غریب و بدیع(!) کمکم میکند بخوانم: # عشق یعنی هندوانه...، خربزه...،گرمک.... ، هلو عشق یعنی:.......... فصل تابستان و یک کم آلبالو
عشق یعنی :... باد پنکه ، در دمای سی و شش بستنی و.. آب یخ............................... در پیش رو# ... آی کانت! ... حوصله ات بخاری شد؟ منکه گفتم: تو اندازه یک سوسک هم نمیفهمی! اگر میفهمیدی که بودی پس چرا مردی؟ امروز یک کلم یک باغ یک همسایه سس هزار جزیره میخواهد " آی... گارسون حداقل یکیش بریتانیای کبیر باشد" : از نوع رژیمی؟ (پدر سالادی دینی )پدر را با یک کفگیر بهم زد... مادر { در ایجا شکسپیر در اتللو مینیسد:} ( هر چند داخل تکس نیست:) هملت: " ... آه مادر... مرا به کدامین گناه بر سر کوچه گذاشتی؟" کاش میشد من هم کمپوت بودم تا مرا کنار اجاق یخ بـــــــــــــزنانندم(!) من همیشه سایه ای بودم که پدر ژپتو را گول زد ( هر چند بازهم داخل داستان نیستم:) ولی ،... حالا اعتراف میکنم : دما ( ۲ کیلومتری مرکز خورشید) درجه است لباسهایم بوی عشق میدهند باز هم میگویم آدم مصلوب فقط کلاس اول عشق بود ۰+۳۳ هیچوقت بزرگتر از سن من خر نمیشود من و تو ( یک روحیم در نیم جسم) نیمه ی یک غزل پسامدرنیته ی مدرنیزه!!!!!!!!!!!!!!... |
|
بشکن .بالا بنداز
|
|
بعضیها حداکثر حرف قابل فهم سیاسیشون اینه: " گوشت کیلویی ۵۰۰۰ تومن" .بعضی از ارجال(!) هم " رفراندم را اند ( end-e) سیاسیکاری میدونن،حالا چه از نوع داخلی چه از فرم خارجیش. شنیدنی تر اینکه بعضیهای دیگه فقط شنیده های بی بی سی شونو سیاسی میدونن.نمیدنم شما از کدومایین؟یا اصلا تو باغ اینا آلو میخورین یا نه؟ ...ولی من .........یادم رفت من چیکاره حسن بودم این وسط.......حالاواسه خالی نبودن دادخواست( عریضه ی اسبق!)..:
کاش میشد ۲تا مرغ عشق داشتم یکیشونو ناهار میخوردم اون یکی رو......... (( تلنگر میزند بر شیشه یک سایه)) ... گدایی میکند ... باید آستین بالا زد و ساعت را نگاه کرد میدانی مرغ عشق: "من فقط یک کم از بیل گیتس پولدارترم... دو تا تخم تو { کمی رمانتیک تر............... آه............ .آی.. .آخ......................ای هوار} و زنم ماشین را کوباند میگوید:" بنویس درش صافکاری میخواهد" "" الو . ۱۱۰............ اینجا کسی از من "عکس جفرسن" میخواهد"" اون یکیرو........... من فیافه ام غلط راستی ............ جدا از شعر ... فکرش را بکنید تارزان قویتر است یا رستم؟ اینکه معلومست...یکی دیگه اون یکی رو........... بابای من ۱۰۰ تا مرغ عشق داره خرها هم نصفه شب غار غار میکنند توی ده ما ده ما صابون سازیست...ما کثیف نیستیم... کثافت آرنولد قویتر است یا پوریای ولی............(سخته؟) اون یکیرو جایزه میدم به هرکی جواب بده............. قول میدم ...پیشنهاد میکنم: شام نخوردش.... کلا شام نخورین ... سالمتره تا حالا تو شعر جک شنیدین: یه روز متالیکا میآد ایران میبرنش گمرک.... هتفیلد زنبورک میزنه. ...چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟... چون زنم هنوز هم پشیمان است که......... تمام گمرکیها گیتار دارند..حالا و میخوانند دویدم و دویدم به رستوران رسیدم ۲تا الاغو دیدم یکیش بمن ... اون یکیرو ( اگه کسی جواب نده ) حتما میدمش به به نتانیاهو بذاره تو کلکسیونه..........
|
|
لا لا بابا
|
|
من تمام روز را خواب کریستف کلمب دیدم
استعاره ای از نبودن یک شب نیمه شب:" بابا من جیش دارم" دلهره ای فرا گرفتنی از یک هندوانه و دختری که تالابی از سیبهای نیم گاز میبیند سرخپوستی از کنارم رد شد من تمام زیپهای دنیا را دانلود میکنم کسی نیست از تاکسیهای دربست بپرسد انتهای قطب میروی آقا.... اینجا خیلی گرم است " سلام ...کریس ( با یک لهجه ی آپاچی اصیل) وآپاچیها به بغداد حمله کردند بهای ثمنیه اعیانی مادر بوش بزرگ در برج بابل است ۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ میلیارد دلار = کریستی لندن بابا من هنوز جیش دارم............................ خب منم جیش دارم حلال زاده ست !!!! هنوز اسمش را نبردم
کوفی عنان که بدتر از ۱۰۰تا کوفویست made in kufa علی مانده و حوضش خونشون در داره در خونشون کلون ... من هنوز هم از مسعود سعد خوشم میآید
من نگویم همی که محنت من از فلانیست یا بهمانیست
|
|
ورق خط خطی اولی چاپار مدرن صندوقچه |
| ایجا جه خبر؟ |
این وبلاگ رقیب یاهوست ! فقط سرچ نمی کند . ای میل هم ندارد ، حال هم ندارد ولی بقیه ی چیزها را سعی می کند داشته باشد .
... حالا جدا از شوخی تو این وبلاگ می تونین داستان ، شعر ، اخبار از نوع سیاسی و اقتصادیش و غیریش ... و هر چیزی که دلتون خواست رو ( البته اگه بهم خبر بدین ) تماشا کنین . |
| مزامیرالاولین |
|
شهریور 1386 فروردین 1385 اسفند 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 |
| رفقا |
|
یاهو! شب ملخ فواد خاک نژاد عادل سعدالدین قمچیل دسته : ( بر 2 نوع است) .........................1- آشیکا .........................2- شارکو دایی و خواهرزاده آتش آتش-2 محمذ هادی دوستمحمدی قوبیلا |
|
RSS
|